شما با دنیای آشفته امروز چه میکنید؟ محیط پیرامونی اقتصاد دنیا که بر تمامی عوامل اقتصادی تاثیر گذار است ، محیطی پر از آشفتگی و چالش است . این موضوع در حال حاضر در کشور ما نمود بسیار زیادی دارد اما حقیقت اینست که تمام اقتصاد های فعال در دنیا (هر یک به نوعی) همواره با این آشفتگی و چالش سروکار داشته اند . به گونه ای که همواره تلاش برای (شناخت دقیقتر مولفه های این آشفتگی و سپس یافتن راه هایی برای کنترل و مدیریت آنها) در جهان وجود داشته است . در این یادداشت ، سعی بر اینست که بخشی از دانسته های دنیا در این مورد را مرور کنیم تا با استفاده از آنها ، برای مدیریت شرایط پرچالش حاکم بر اقتصاد فعلی کشورمان ، الگو و راهکاری بیابیم . در این قسمت به شناخت عناصر این آشفتگی پرداخته میشود و در یادداشت بعدی (که در شماره بعدی منتشر خواهد شد) به روشهایی برای مدیریت این عناصر پرداخته خواهد شد .
چرا دنیای آشفته امروز وجود دارد؟
( تو این شرایط ، مگه میشود برنامه ریزی کرد ؟ ) یا ( این شرایطی که بر کشور حاکم است ، امکان هر تصمیم گیری را از ما گرفته است ) یا بدتر از آن (فقط باید نشست و تماشا کرد ، کنترل اوضاع از دست ما خارج است !) .. اینها جملاتیست که متاسفانه از مدیران و رهبران سازمانها ( بخصوص در این روزگار) شنیده میشود . اما این فقط بخشی از موضوع است . پیشبردن یک کسب و کار در شرایط آرام و ثابت چندان کار سختی نیست . انتظاری که از یک مدیر موفق میرود اینست که بتواند در شرایطی چنین آشفته ، سازمان خود را به نحوی راهبری نماید که هم از بحرانها به سلامت عبور نماید و هم حتی بتواند از این شرایط به نفع سازمان خود بهره برداری کند.
با مختصات جهان پر آشوب (VUCA World) آشنا شوید
در ادبیات مدیریتی دنیا برای تشریح شرایطی اینچنین از عبارت VUCA World استقاده میشود . این عبارت (VUCA) که خود از حروف ابتدایی چهار واژه مختلف بدست آمده است ، مختصات دنیایی را بیان میکند که پر از نوسان ، پیچیدگی ، عدم قطعیت و ابهام است . جالب اینست که این واژه مخفف در ابتدا در سال های حدود ۱۹۹۰ میلادی و به هنگام پایان جهان دوقطبی (که در زمان جنگ سرد بین ابرقدرت های شرق و غرب ایجاد شده بود) از جانب ارتش آمریکا برای توصیف شرایط دنیا در آن زمان استفاده شد . دنیایی که آکنده از بازیگران جدید و موثر ، پویایی و پیچیدگی روزافزون ، عدم قطعیت و ریسک بالا و سایر عواملی بود که باعث میشد تصمیمی گیری ها ، شناخت روند ها ، پیش بینی اوضاع در آن هر لحظه سخت تر شود .
در ابتدا سعی بر اینست تا با شناخت دقیقتر این شرایط با استفاده از چهار واژه مذکور ، مولفه های اصلی موثر بر ایجاد چنین فضای آشفته ای شناسایی و تعریف شود . بدیهیست شناخت یک موضوع ، اولین قدم در یافتن راه حل است .
نوسان (Volatility)
در جهانی هستیم که تغییرات در آن روز بروز بیشتر و سریعتر اتفاق میوفتد . تاثیر مستقیم این تغییرات روز افزون بر اقتصاد ، ایجاد فضایی بی ثبات و سرشار از ناپایداری و تغییر است . عوامل ایجاد کننده نوسان و بی ثباتی در محیط کسب و کار را میتوان به ۳ دسته تقسیم کرد :
- عوامل ایجاد کننده تغییرات (Change) : مانند تغییر در قیمتها ، تغییرات فن آوری و …
- عوامل ایجاد کننده بی ثباتی (Unstable) : مواردی چون تغییرات پی در پی در قوانین ، تغییر نرخ ارز یا حامل های انرژی و …
- پویایی محیط (Dynamic) : مواردی چون تغییر سلایق مشتریان ، بوجود آمدن ترندها ، مد و …
تغییرات میتوانند بزرگ یا کوچک / قابل پیش بینی یا غیر قابل پیش بینی / مثبت یا منفی باشند و همگی در نهایت اولین اثر خود را بر ناپایداری و بی ثباتی محیط خواهند داشت . از مثال های بسیار ملموس آن در جامعه ما ، تغییر در قیمت حامل های انرژیست که بر کل محیط کسب و کار از لجستیک گرفته تا قیمت تمام شده ساخت ، کشش بازار ، قدرت خرید مشتریان و تورم و … تاثیر میگذارد.
عدم قطعیت (Uncertainty)
بسیار اتفاق میافتد که پیش بینی هایی که از روند ها ، اتفاقات پیش رو ، نتایج اقدامات برنامه ریزی شده و … داشته ایم بواسطه یک اتفاق (گاه بسیار کوچک اما موثر) غیرقابل استفاده میشوند و نیاز به برنامه ریزی مجدد میشود . گاه در محیطی فعالیت میکنیم که از آن شناخت کافی نداریم و یا کاملا برای ما تازگی دارد . در این موارد عامل (عدم قطعیت) بوضوح بر محیط و در تتیجه بر کسب و کارها تاثیر میگذارد و بخصوص تصمیم گیری ها و برنامه ریزی های مورد نیاز را تحت تاثیر قرار میدهد . میتوان گفت حرکت در این شرایط ، مانند راه رفتن با چشمان بسته است. برای شناخت بیشتر میتوان عوامل ایجاد کننده (عدم قطعیت) را در موارد زیر دسته بندی نمود :
- عوامل غیر قابل پیش بینی (Unpredictable) : اتفاقاتی چون جنگ ، تغییرات محیط زیستی نا گهانی و …
- نقص در اطلاعات (Lack of information) : اخباری که منبع مشخصی ندارند (شایعات) ، اطلاعاتی که فقط به بیان یک جنبه کوچک از موضوعی پر اهمیت را بازگو میکنند ، سوگیری های شناختی مانند توهم دانایی (اثر داونینگ – کروگر) ناشی از نداشتن تخصص و تجربه کافی و …
- ناشناخته بودن (Unknown) : این مورد بخصوص برای افرادی که فرصت جدیدی را تشخیص میدهند و اقدام به کارآفرینی میکنند ، مصداق دارد. نداشتن تجربه یا دانش قابل استناد ، جدید بودن موضوع و …
برای درک بهتر تصور نمائید اخباری شنیده اید که شرکت رقیب شما در حال برنامه ریزی برای تولید و ارائه محصولی جدید است ، اما از زمان و چگونگی و میزان تولید و .. بی اطلاع هستید . در چنین شرایطی تصمیم گیری برای ارتقاء محصول ، افزایش نفوذ در بازار ، اقدام جهت مقابله با ورود محصول رقیب به بازار (مانند دامپینگ محصول مشابه) و یا هر اقدام دیگری بواسطه وجود عنصر (عدم قطعیت) ، به سادگی میسر نیست .
پیچیدگی (Complexity) :
چنانچه تعداد متغییرهایی که بر یک مولفه تاثیر دارند زیاد باشد و یا روابط بین آنها ناشناخته باشند ، شناخت آن مولفه آسان نخواهد بود . در خصوص عوامل اقتصادی نیز ،وجود عوامل محیطی متعدد و تاثیرگذار بر هم که فهمیدن روابط بین آنها بسیار سخت است منجر به ایجاد پیچیدگی در محیط پیرامون میگردد . بدیهیست این پیچیدگی منجر به عدم امکان درک کلی عوامل حاکم بر محیط و در نتیجه ، سخت شدن تصمیم گیریها خواهد شد . عواملی که منجر به پیچیدگی محیط میشوند را میتوان به مورد زید دسته بندی کرد :
- تعداد عوامل موثر که نیاز به آنالیز دارند (Quantity of factors to analyze) : شناخت عنصری که تنها از (یک یا چند متغییر محدود دیگر) تاثیر میپذیرد ، بسیار ساده تر از شناخت عنصری است که از (چندین متغییر) تاثیر پذیر است .
- روابط بین عوامل مختلف (Relations between factors) : برنامه ریزی ، پیش بینی و تصمیم گیری برای عنصری با (عوامل تاثیر گذار محدود) بسیار ساده تر از برنامه ریزی ، پیش بینی و تصمیم گیری در مورد (عنصری با عوامل تاثیر گذار زیاد) است . بدیهیست ناشناخته بودن روابط بین عوامل ، غیر خطی بودن این روابط ، لایه های مختلف تاثیرگذاری ، تاثیرات متقابل بین متغیر ها و تعداد زیاد آنها کار (شناخت روابط بین متغییرها و ایجاد یک مدل برای شناخت و تصمیم گیری) را به مراتب پیچیده تر و بسیار دشوار میسازد .
- آشفتگی و هرج و مرج (Chaos and confusion) : تاثیر گذاری متقابل بین عوامل مختلف ، لایه های مختلف تاثیر گذاری و عواملی اینچنین باعث میشود ایجاد یک مدل یا محیط کنترل شده و با ثبات برای تصمیم گیری بسیار دشوار شود . اینچنین روابطی منجر به ایجاد نوعی آشفتگی و شلوغی میشود که خود نوعی بی نظمی و هرج و مرج را شکل میدهد .
به عنوان مثال تصور نمایید تصمیم دارید کار و کسب خود را ( که یک رستوران زنجیره ای است ) در کشور دیگری (با تاسیس یک شعبه برون مرزی) توسعه دهید . عموما با توجه به شناختی که از کشور خود داریم ، بسیاری از مسائل در آن برای ما شناخته شده است و میتوانیم تصویری کلی از موقعیت کسب و کار خود در کشور داشته باشیم . اما حضور در بازار یک کشور ناشناخته ، باعث میشود در مورد عوامل بسیار زیادی چون فرهنگ ، عادات غذایی ، درآمد اقشار مختلف ، هنجارهای اجتماعی کشور مقصد ، عوامل جمعیت شناختی آن ، نیروی کار در دسترس و آموزش دیده و قوانین و مقررات کار و غذا ، مالیات و…. بررسی و مطالعه نمائید و تاثیر هریک را بر کسب و کار خود شناسایی کنید . به همین میزان تصمیم گیری های مختلف در داخل کشور بسیار ساده تر از اتخاذ تصمیم در شرایط یک اقتصاد ناشناخته چون آن کشور مقصد خواهد بود .
ابهام (Ambiquity)
از خصایص بارز دنیای امروز میتوان به این موضوع اشاره کرد که هیچ (بهترین راه برای اقدام) یا (بهترین روش حل مسئله) وجود ندارد و علی رغم تمام پیشرفتهایی که در دانش بشری بدست آمده است ، نمیتوان با قطعیت به یک حکم جهانشمول رسید . همه اقدامات با درصدی از خطای احتمالی مواجه هستند و آمادگی برای رخداد این خطاها ، از ملزومات هر فعالیتی شده است . نبود وضوح ، تناقضات و معانی چندگانه یا ناشناخته بودن موقعیت ها شرایط (ابهام) را ایجاد میکند که بر محیط پیرامونی و جهان اقتصادی امروز سایه افکنده است . میتوان عوامل (ابهام) را در ۳ گروه زیر دسته بندی کرد :
- عدم توانایی در فهم و درک موضوعات (Inability to understand/interpret) : این عامل خود میتواند معلول پیچیدگی روابط بین عناصر مختلف موثر بر یک موضوع و یا نداشتن دانش و تخصص کافی از یک موضوع باشد . ضمن اینکه به هرحال پیشرفت دانش همواره باعث بوجود آمدن سئوالات و ابهامات جدید میگردد.
- نقصان و مشکلات موجود در شفاف سازی موضوعات (Lack of clarity) : گاه برای شناخت یک عامل کوچک و شفاف سازی وجوه تاثیرگذاری آن ، لازم است پژوهش هایی بسیار بزرگ اتفاق بیوفتد .
- تفاسیر چند گانه و متناقض از یک رخداد (Multiple interpretations) : عوامل مورد اشاره در این دسته بندی ، منجر به نوعی (گیج شدن) در رهبران و مدیران و تصمیم گیرندگان میشوند .
تصور نمائید میخواهید میزان فروش محصول خود را افزایش دهید و در این خصوص با یک مشاور مشورت میکنید . مشاور شما به شما راه های مختلفی را پیشنهاد میکند اما نمیتواند با قطعیت بگوید بهترین مسیر کدام است . تصمیم گیری بر عهده خود شماست و در این موقعیت ، دچار نوعی از (ابهام) میشوید .
لازم است به این نکته اشاره شود که مرز باریکی بین (وجود ابهام) و (عدم قطعیت) در یک موضوع هست . ابهام معمولا از حجم زیاد اطلاعات (که در نهایت نمیتوانند با هم یک تصویر کامل را بسازند) ناشی میشود ولی (عدم قطعیت) هنگامیست که از موضوعی ، اطلاعاتی در اختیار داریم اما این اطلاعات به میزان لازم (که منجر به تصمیم گیری قاطعانه شود) نیست .
آشفتگی خصوصیتی جدا نشدنی از دنیای امروز است ، اما نباید منجر به توقف فعالیتهای اقتصادی گردد . بدیهیست شناخت عناصر بوجود آورنده این آشفتگیها و دسته بندی و مطالعه در مورد آنها ، اولین قدم در یافتن راهی برای (مدیریت این عوامل) و در نتیجه اقدام به بهترین شکل ممکن حتی در میانه این دنیای آشفته است . در این مقاله سعی بر شناخت عناصر اصلی با استفاده از دانش موجود در این رابطه بود . در قدم بعدی به شیوه های ممکن برای مدیریت این دنیای آشفته خواهیم پرداخت .
منابع
- Deepti Sinha, Sachin Sinha (2020). Managing in a VUCA World: Possibilities and Pitfalls . Journal of Technology Management for Growing Economies. Vol. 11, No. 1. DOI: 10.15415/jtmge.2020.111003
- Burcu Taskan, Ana Junça Silva , Antonio Caetano (2022). Clarifying the conceptual map of VUCA: a systematic review. international Journal of Organizational Analysis ,Vol. 30 No. 7, 2022


